تبلیغات
شعر و ترانه - صبورانه
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : م.ف
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجع به اشعار چیه ؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر و ترانه - صبورانه
تو رو گم کرده این دنیا شدی مثل خودم ناشی********** تو رو با گریه می گیرم تو آغوشم که پیدا شی




به نام حضرت دوست

گزیده ای از اشعار غریبانه ( شاعر سیب )


 

چرا  آه و زاری میکنی ، چرا بی قراری میکنی

دلم گرفت از این روزهای پرگناه ، خدایا چرا کاری نمیکنی

چرا زمین زیر و رو نمیشود ، ز دست این مردمان روبه صفت

چرا آسمان سیاه نمیشود ، ز اشک یتیمان بی سرپرست

چرا نمی شکند بغض این ابر های سرد

، چرا دلم ناله نمی کند در هجوم این همه درد

نه فغان میشود چاره دلم ، نه جوان میشود دل سالخورده ام

نه مدارا میکند کسی با کسی ، نه صدایی میرسد از وجود فریادرسی

خداهم دلش شکست باز ، ز دست این گرگ های آدم نما

نمی شود مگر کاری کرد ؟ چرا دیگر زمان تو رسیده مهدی جان بیا

سیب


پرواز

تورا سپردم به ابرهای خاکستری

تورا سپردم به  باد و باران و حور و پری

تو را سپردم به یاد روزهای بیاد ماندنی

تورا سپردم به لاله های عاشق  ، به بوی اطلسی

تو رفتی و تنها بدون تو چگونه سر کنم

نمی شود بی تو بمانم و هر روز چشمهایم را تر کنم

بیا و من را هم با خودت ببر ای همسفر نیمه راه من

بیا و یک لحظه حال و روزم را ببین  که خزان شده درخت عمر جوان من

زمانه تورا  ز من ربود این رسم بی وفایی توست

سفیدی موهای من هدیه جدایی توست

دیگر طاقت این همه جدایی نیست

به گواه دلم که یک عمر در فراقت گریست

امشب به سویت پرواز میکنم ای تمام من

هیچ شبی به زیبایی این شب پر ستاره نیست

سیب


 

ز ناله های شبانه ام بی خبری ، ز اشک های پنهانیم  بی خبری

 

هنوز وقتی کلون در صدا میکند ، دستپاچه میشومو احساس میکنم تو پشت دری

 

سالگرد  دو سالگیه دوریت را جشن میگیرم ، شاید جشن شاید عزا شاید خودشکنی

 

باززیر این همه خاطره های فرسوده له میشوم ، باز چشمی تر میکنمو در هق هق شبانه گم میشوم

 

دو سال دوریت توان دلم را برید ، اما تو چه شنگدل شدی که اینگونه هوای عشقم از سرت پرید

 

فریاد میکنم که بیایی و به داد دلم برسی ، که این دل دل نمیشود اگر امسال هم نرسی

 

شکایت نمیکنم به قلب پرگناهت که تنها رفتی ، که زمانه زمانه دروغ است و نامردی

 

میراث تو غمی بود که در دلم ماند ، این غم پیرم کرد انقدر که  دلم  در انتظار آمدنت ماند

 

باز بارانی شدم باز عرفانی شدم ، باز جای خالیه تو را دیدمو غرق تنهایی شدم

 

امسال هم بی  تو گذشت نامهربان من ، خوشا به حال دلت که  دیگر نمیشناسد نام و نشان من

 

بگو که دیگر کسی عاشق نشود ، که عشق شروع آوارگیهاست  و درد و فراق و غم

 

 seeb

 

بودنت عذاب بود و نبودنت عذاب

داشتنت یک خواب بود و دیدنت سراب

چه صادقانه میگفتی عشق پایانی ندارد

با حرف های زیبایت می شد نوشت یک کتاب

در عمق وجودم چه جاودانه آشیانه کرده بودی

مست بودم از تمام دروغهایت و وعده های بی حساب

از تمام کوچه های این شهر با تو خاطره دارم

از تمام روزهایی که با یک روز ندیدنت میشدم بی تاب

روزهای طلائیمان چه زود گذشت

چه شد که خانه عشقم برسرم شد خراب

حرمت عشقم را چه بی رحمانه شکستی

که شد تمام آرزوهایم نقش برآب

چند سالی می شود که بی صدا رفتی

نگو که عاشقم بودی یک دنیا بی تاب

حرف های پوشالیه تو دیگر خریداری ندارد

ای وای که این حرفهایت تمام هستیم را داد به باد

عمرم به سی نمیرسد اما انگار چهل ساله ام

خسته ام از این همه دورغ و سوال های بی جواب

آرزوی مرگت را میکنم ای عروسک بی وجدان

روزی که تو ویران شوی روز جشن است و ثواب

میدانم که روزگار در کمین توست

پس دیری نمیکشد که توهم شوی گرفتار عذاب

ناله کنی و ذجه سرکشی از سینه

روزی که ابرها کنار روند و بیرون بیاید آفتاب

سیب


 

  • قصه روزای آخر قصه رنج و عذابه
  • قصه رفتن تو هنوزم واسم سواله
  • قصه  ای که خوب شروع شد ، مثل قصه قدیما
  • مثل قصه عروسی که میومد از دل دریا
  • مثل اون روزای خوبو دیگه هرگز نمی بینم
  • روزی که زیر بارون چشمای نازتو دیدم
  • گفتی تو میمونی تا همیشه پیش قلبم
  • گفتی تنهام نمیزاری ، گفتی عاشقت شدم من
  • اما این روزای آخر چقدر عوض شدی تو
  • دیگه تو دوسم نداشتی انگاری طلسم شدی تو
  • دیگه تو ساحل چشمات ردپای غریبه ای بود
  • دست سرد تو انگار تویه دست دیگه ای بود
  • خاطرات روزای آخر منو هنوزم میسوزونه
  • یاد چشمای قشنگت منو به قدیما میکشونه
  • خاطرات روزای آخر چیزی از عشقم کم نکرده
  • فقط دلم شکسته کلی هم گریه گرده
  • خاطرات روزای آخر اشکمو درمیاره
  • روزایی که زود تموم شد اما  هیچ وقت راحتم نمیزاه   
  • سیب                                                                                                                




  • نوع مطلب :
    برچسب ها :


    یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : م.ف


    گزیده ای از اشعار صبورانه

     

    نظر یادتون نره لطفا


     

    خدا کنه بیایو واسه تو من بمیرم

    از اون چشای نازت دوباره جون بگیرم

    خدا کنه بیایی و نگی دوسم نداری

    بگی پیشم میمونی سر به سرم نذاری

    خدا کنه نریو دوباره بی وفا شی

    عشق ازم بگیری ، بخوای ازم جداشی

    خدا کنه که قلبت همیشه خوب بمونه

    از غصه ها دور باشه ، شعر خوشی بخونه

    خدا کنه که چشمات همیشه مهربون شه

    اشک تو چشات نبینم ، آبی آسمون شه

    خدا کنه که آخر داغتو من نبینم

    اگه قرار جدائیه ، اون روز میخوام بمیرم

    سیب


     تولدت مبارک ********* بیست و پنجم تیرماه 1391


    دیدن تو یه عادته تو لحظه های بی کسی

    آخ که چقدر تو سنگ دلی ، نگو به من نمیرسهی

    چشماتو رو هم میذاری ، رو قلب من پا میذاری

    میدونی بی تو میمیرم ، با زمنو تنها میذاری

    هزارتا بغضو میشه شست، تو این شبای بی کسی

    قلب من تنها میمونه بدون هیچ هم نفسی

    یاد چشمات واسه من چقدر قشنگه عشق من

    چرا تنهام میذاری چرا نمیای خوب من

    اشکام دارن میریزنو خاطره هام زنده میشن

    غربت من تازه میشه دوباره دلداده میشم

    چشمام دیگه کمسو شدن از وقتی که تنها شدم

    گریه هامو ندیدیو ، خیلی بی اندازه شدن

    تلاش من تو بودیو اما حالا بی همسفر

    باید که پرواز بکنم ، آره میشم یه در به در

    تو این شبا یه در به در هی داره گریه میکنه

    صداش دیگه در نمیاد ، اون داره غصه میخوره

    عاشق که تنها بمونه بی کسی یارش میمونه

    تنهایی میشه همدمش ، همیشه تنها میمونه

    سیب

     

    تو که دردامو میدونی ، چرا پیشم نمیمونی

    ناز چشمای قشنگت چرا دیگه  نمیخونی

    تو خودت خوب میدونی قلب من بی تو میمیره

    نگو که ازم گذشتی من  ، واسه رفتن خیلی دیره

    حالا که تموم دنیام افتاده به زیر پاهات

    حالا که غرور زخمیم شده پرپر نگاهت

    حالا که حقیر شدم من توی اون چشمای نازت

    روزی من فرشته بودم تویه قلب پر گناهت

    یادته بهم میگفتی که نباشی من میمیرم

    رفتیو تنهام گذاشتی حالا من دارم میمیرم

    یه روزی تنهات میزارن قدر عشقمو میدونی

    روزی که خیلی دیره رد میشم با نا مهربونی

    قلبو جمع میکنم از پاهای کثیفت

    دیگه من دوست ندارم دیگه نمی خورم فریبت

    سیب

     

     

     

    نمی خوای بگیری از من اشکامو          واسه قلب شکستم

    نمی خوای بخونی ازعشق واسه من          واسه قلب شکستم

    داری میری اما خاطراتو نبر         واسه قلب شکستم

    نمی دونی چی کشیدم بعد دل شکستن تو

    حالا من موندمخو عشق و آرزوی دیدن تو

    حتی شده یکبار سری بهم بزن     واسه قلب شکستم

    اگه نمیخوای منو ببینی تو رویاهام پرسه بزن     واسه قلب شکستم

    سیب

     

    نفس نفس بریدم دیگه دوست ندارم

    میخوای تنهام بذاری برو حرفی ندارم

    برو برو که عشقت واسم دیگه تمومه

    گفتی دوسم نداری دوست داشتنت حرومه

    برو که بی تو خوشم اینو گفتم مردونه

    دیگه ازت بریدم ، این خط و این نشونه

    بمون بمون کنارش ، این دیگه چندمیشه

    هرزه شدی عزیزم ، عشق و وفا چی میشه

    حالا که داری میری هیچ وقت دیگه برنگرد

    جات خالی نیست عزیزم دل مهرتو پاره کرد

    یه روزی بر میگردی روزی که خیلی دیره

    روزی که  یکی بهتر از تو میادو جات و میگیره

    سیب

     

     

    نگاه کن عاشقم ببین عاشقا چه حالی دارن

    نگاه کن عاشقم ببین عاشقا چه بی قرارن

    نگاه کن عشقم چه جوری تنهام گذاشته

    رفته با یار غریبه انگاری دوسم نداشته

    نگاه کن  قلبمو چه بی گناهه ،نگاه کن چشمامو دائم براهه

    نگاه کن اشکامو اشکی نمونده ، نگاه کن قلبمو دریای خونه

    نگاه کن عاشقو عاشقی اینه ، عشقش میره و تو تنهایی میمیره

    سیب

     

     تولدت مبارک ********* بیست و پنجم تیرماه 1392

     

    نمی خوام تورو ببخشم-نمیخوام تورو ببینم

    نمی خوام بازم بیایو دست سردتو بگیرم

    نمی خوام بازم ببینی اشکای بی انتهامو

    نمی خوام بازم بگیری اون غرور زیر پامم

    نمی خواستم که جدا شم این جدایی مرگ من بود

    تو گذاشتی من بمیرم این سزای قلب من بود

    مگه من چی کم گذاشتم که تو از دلم بریدی

    مگه من دوست نداشتم چرا اشکامو ندیدی

    واسه چشمای نجیبت شعر عاشقونه خوندم

    قلبمو زدی شکوندی اما من دل نبریدم

    تو عاشق نبودی اما من بازم واست میمردم

    میدونم برنمیگردی اما چشم براهت میمونم

    سیب

     

     

     

    تو که اینجوری نبودی که بخوای تنهام بذاری

    تو بری با یار دیگه منو تو بی کسی ها جا بزاری

    تو که اینجوری نبودی که با دلم بی وفاشی

    بگم دلم بی تو میمیره تو بخوای بازم جداشی

    من که اینجوری نبودم که بخوام بی تو بمونم

    تو دیگه پیشم نباشی من بازم زنده بمونم

    من که اینجوری نبودم لحظه هامو بسوزونم

    تورو ازم بگیرن شعر تنهایی بخونم

    آره دلم تنهایی سخته اما چاره ای نداری

    یا باید بری بمیری یا باید طاقت بیاری

    اون دیگه  دوست نداره نمی خواد با تو بمونه

    باید از عشقت جداشی این جدایی نا تمومه

    دله تنها و غریبم داره این گوشه میمیره

    ولی حتی وقته مردن باز سراغتو میگیره

    میرسه روزی که دیگه قعره دریا میشه خونم

    اما تودریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم

    سیب

     

     

    آرزو میکنم تویه تنهایی بمیری

    آرزو میکنم غربت و ماتم ببینی

    آرزو میکنم تو زندگیت خوشی نباشه

    آرزو میکنم داغ عزیزتو ببینی

    آرزو میکنم اونی که دوسش داری تنهات بزاره

    از دوریش بمیریو بازم مهلت نذاره

    هر کسی رد میشه از کنارت بگه با کنایه

    هرکی که ذاتش بده عاقبت یه روسیاه

    سیب

    تولدت مبارک  ( سیب ، بست و پنجم تیرماه   1390)

    www.fatemi.mojtaba@yahoo.com


     

    اگه بودی میخوندم عاشقونه مثل قناری

    اگه بودی میشدم عاشق گل و اقاقی

    اگه بودی زندگیم رنگ خدا بود

    عاشقونه دل میباختم ، رسممون رسم وفا بود

    اگه بودی دلمو مهر چشات میکردم

    اگه بودی دنیامو از همه جدا میکردم

    اگه بودی خستگیمو تو آغوش تو رها میکردم

    اگه بودی واسه تو میمردم ، جونمو فدات میکردم

    اگه بودی اگه بودی

    اگه بودی زندگیم پر از صفا بود

    عشقمون به رنگ آبی حرفامون چه بی ریا بود

    اگه بودی گریمون گریه شوق بود

    اگه بودی خندمون کار یه عمر بود

    اگه بودی روزگارم تیره نمیشد

    شبامون  همیشه مهتاب  دلامون پر از کینه نمیشد

    اگه بودی عمرمو به پات میذاشتم

    اگه بودی غربت و غمی نداشتم

    زندگی با تو خیاله ، دلم تو فکر آرزوهای محاله

    میمونم تو حسرت تو ، بی تو بودن یه گناهه

    سیب


     تولدت مبارک ********* بیست و پنجم تیرماه 1389

     

     



    ادامه اشعار صبورانه


    نوع مطلب :
    برچسب ها :


    شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : م.ف